سبک زندگی و فضای مجازی

سبک زندگی، الگوهایی از کنش است که متمایزکننده افراد از یکدیگر است؛ بر اساس تعریف لسلی و دیگران « رفتارهایی که با قشربندی حیثیتی و اعتباری مرتبط است،سبک زندگی نامیده می شوند. سبک زندگی فقط آنچه یک فرد دارد، نیست؛ بلکه چگونگی نمایش آنها توسط فرد است. سبک زندگی هم الگوهای مصرف را شامل می شود و هم قدرتی که از این ناحیه کسب می شود. سلیقه، آداب معاشرت و مد نشانه های داشتن جایگاهی در نردبان اجتماعی و نمادهای مرتبط با سبک زندگی هستند.همچنین بر اساس تعریف چنی، سبک زندگی رابطه مستقیمی با هویت افراد دارد. به نظر وی «سبک زندگی زبان هویت اجتماعی در فرهنگ فرد است؛ روشی نمایشی که فقط خودش را مشخص می کند.» سـبک زنـدگی از نظـر گیدنز ؛مجموعه اي کم و بیش جامع از عملکردهاست که فرد براي رفع نیازهاي جاري و عینیت بخشیدن به روایت خاصی از هویت شخصی خود در برابر دیگران آنها را به کار مـی گیـرد »؛ پترسـون ؛ سـبک زنـدگی را الگوهاي انتخاب فرهنگی می داند. از نظر بوردیو ؛ نیز سبک زنـدگی «نظـام عملکردهـاي طبقـه بنـدي شـده و طبقه بندي کننده، مانند سلیقه هاست». با جمع بندي تعاریف فوق می توان گفت که سبک زندگی الگوي کنش است، ابعـاد مختلفی دارد و موجب تمایز بین افراد می شود. بنابراین، سبک زندگی «الگوي کنشهاي روزمره معطـوف بـه مصـرف و تولید فرهنگی، اجتماعی و اقتصادي است که افراد را از یکدیگر متمایز می کند». با ایـن تعریـف، سـبک زنـدگی در سـه گونه اصلی فرهنگی، اجتماعی و مادي (اقتصادي) قابل تشخیص است؛ در حالی که سبک زندگی اقتصـادي معطـوف بـه چگونگی تولید و مصرف کالاهاي مادي از قبیل نوع وسیله نقلیه است، سـبک زنـدگی اجتمـاعی بـه روابـط اجتمـاعی از قبیل نوع تعامل بین اعضاي خانواده مربوط است. سبک زندگی فرهنگی نیز به الگوي مصـرف و تولیـد محتـواي نمـادین اشاره دارد. در گذشته سنت ها و آداب و رسوم نقش مهم و تعیین کننده ای در زندگی افراد داشته اند و افراد مجبور بودند اطاعت محض از آداب و رسوم اجداد خود داشته باشند و کمتر می توانستند تغییری در این رسوم ایجاد کنند. در خیلی از موارد آداب و رسوم تعیین می کرده اند که افراد چگونه زندگی می کنند و خود فرد چندان قدرت انتخابی نداشته است. اما امروزه افراد نسبت به گذشته قدرت بیشتری نسبت به انتخاب شیوه زندگی خود دارند. به نظر شما چه عواملی سبب می شود افراد قدرت انتخاب بیشتری نسبت به گذشته داشته باشند؟ قطعا یکی از عوامل رسانه های اجتماعی هستند.
برخی متفکران کلاسیک شیوهتغذیه، خودآرایی (نوع پوشاک و پیروی از مد)، نوع مسکن (دکوراسیون، معماری و اثاثیه)، نوع وسیله حملونقل، شیوههای گذران اوقات فراغت و تفریح را از مؤلفههای سبک زندگی دانستهاند. در این زمینه میتوان به تقسیمبندی «گُردُن» اشاره کرد. او درجمعبندی خود، چند عامل مهم را در مطالعهسبک زندگی بر میشمرد: الگوهای مصرف، نوع لباس، نحوهصحبت، نگرشها و الگوهای مربوط به نقاط تمرکز علاقهمندی در فرهنگ مانند عقلانیت، دین، خانواده، میهنپرستی، آموزش، هنرها و ورزشها. برخی متفکران دیگر (مانند پارسونز) نیز جنبههایی از سبک زندگی را معرفی میکنند که ناشی از فناوریهاست، مانند خودرو، وسایل خانگی، تلویزیون، کامپیوتر
سیر تحول جوامع از پیشامدرن به مدرن و از مدرن به پسامدرن، با تغییرات قابل توجهی در سبکهاي زندگی همراه بـوده است؛ سبک زندگی به تدریج از شالوده هاي واقعی خود فاصله گرفته و به سمت بنیان هـاي مجـازي پـیش رفتـه اسـت . سـه فضایی شدن سبک زندگی، استعاره اي براي اشاره به تغییرات سـبک زنـدگی اسـت کـه در طیفـی از مؤلفـه هـاي واقعـی، واقعی ـ مجازي و مجازي قابل تحلیـل اسـت . بودریـار معتقـد اسـت کـه در جوامـع پیشـامدرن، نشـانه مصـداق و معنـایی بافت محور داشت و به واقعیتی اشاره می کرد. اما از حدود قرن شانزدهم تا میانـه قـرن بیسـتم، کـه فرهنـگ مـدرن شـکل گرفت، رابطه میان نشانه و واقعیت دچار آشفتگی شد، با این حال از میان نرفت. به تدریج و با توسـعه فنـاوري هـاي نـوین ارتباطی و اطلاعاتی مرز میان نشانه و واقعیت محو شد؛ فرهنگ پسامدرنی بـه وجـود آمـد کـه در آن نشـانه هـا، واژه هـا و رمزها قادر شدند جهان معنایی خودشان را، بدون ارتباطی روشن با واقعیت، بسازند. بنابراین، از نظر بودریار، در جامعه کنونی نمادها و نشانه ها به پدیده هاي واقعی دلالت نمی کنند، بلکه غیر واقعی، دستکاري شـده و شبیه سازي شده اند؛ فراواقعیتی که از نشانه هاي جعلی ساخته شده است و جاي واقعیت را می گیرد. این نشـانه هـاي جعلـی، دیگر به هیچ واقعیتی اشاره ندارند. آنها خود ارجاعاند.
امروزه رسانه های اجتماعی طیف وسیعی از سبک های زندگی را به ما عرضه می کنند. مثلا انواع غذاهای دنیا و آموزش پخت آن، الگوهایی برای چیدمان منزل، انواع و اقسام نام ها برای نامگذاری کودکان، نحوه خرید و مصرف کردن کالاها، و... حتی رسانه ها بر رفتارها و نگرش ما تاثیر زیادی دارند. به نظرم باید دقیق تر به این مسئله نگاه کنیم. یاد گرفتن یک نوع آشپزی و یا ورزش فقط یک آموزش نیست، همین یادگیری بر سبک زندگی شما اثر می گذارد. شاید شما علاقه مند به آشپزی باشید و با جستجو در شبکه های اجتماعی با یک غذای ایتالیایی، چینی و... آشنا شوید. پس از طبخ این غذا و احتمالا رضایت از آن علاقه مندید یک غذای دیگر آن کشور را نیز بیاموزید. شاید در جستجوی غذای دیگر، یک قطعه موسیقی این کشور توجه شما را جلب کند. احتمالا علاقه مند می شوید که بدانید خود مردمان آن کشور کدام غذاهای محلی خود را دوست دارند. غذاها، موسیقی و لباس ریشه در آداب و سنن هر کشوری دارد. در واقع شما با یادگیری یک مهارت آشپزی ناخودآگاه با آداب و سنن و شیوه زندگی یک کشور آشنا می شوید و انتخاب و مصرف هر کدام از آن ها در زندگی شما باعث می شود سبک زندگی شما تغییر کند و شکل تازه ای به خود بگیرد. این تغییر فی نفسه مثبت و منفی نیست بلکه بستگی به نوع نگرش و استفاده شما دارد.

تا اینجا دیدیم ما در شبکه های اجتماعی با سبک های زندگی گوناگونی آشنا می شویم که برخی را می پسندیم و به کار می گیریم و برخی را طرد می کنیم. شبکه های اجتماعی علاوه بر اینکه بستر آموزش سبک های زندگی مختلف اند، خودشان فی نفسه سبک زندگی جدیدی را ایجاد کردند که تا پیش از این سابقه نداشته است. مایلم از شما سؤالی بپرسم، تا به حال چندین بار به خاطر حضور در یک شبکه اجتماعی تا دیر وقت بیدار بوده اید و احتمالا فردا صبح خواب آلود در کلاس درس حاضر شده اید؟ گاهی ساعات برنامه های زندگی ما را این شبکه ها تعیین می کنند. خیلی از وقت ها شده است که ما ساعت شام خوردنمان را با برنامه تلویزیونی خاصی تنظیم کرده ایم که در حین تماشای آن، شام را صرف کنیم؛ در شبکه های اجتماعی نیز همین اتفاق می افتد. بسیاری از کارهایمان را منوط به بودن یا نبودن در شبکه ها تنظیم می کنیم و یا اصطلاحاتی از این شبکه ها به کار می بریم که وقتی پدر و مادرمان می شوند فکر می کنند با زبان بیگانه ای با آن ها صحبت می کنیم. مفهوم فراغت بخشی از سبک زندگی هر فرد است که امروزه در تسخیر دنیای مجازی قرار گرفته است. به تفریحات خود قبل از حضور در شبکه ها نگاه کنید. شبکه های اجتماعی علاوه بر اینکه می توانند سرگرمی باشند و اوقاتی از زمان استراحت شما را به خود اختصاص دهند ( شبکه های اجتماعی فقط سرگرم کننده نیستند)، خود شیوه های جدیدی از سرگرمی را به شما معرفی می کنند که تا پیش از این نمی دانستید. البته مطمئنا بر راه هایی که تا پیش از این سرگرم می شدیم اثر می گذارند و آن ها را دگرگون می کنند. مثلا ممکن است شما در گذشته برای اوقات فراغت به پارک و سینما می رفته اید اما اکنون ترجیح می دهید این زمان را در شبکه های اجتماعی بگذرانید.

برای کسی که عکاسی را تجربه کرده، جهان شکل عکس به خود می گیرد؛ دریچه نگاه شخص، چشم دوربین اوست و از منطق دوربین به دنیا می نگرد: کادربندی، نورپردازی، عمق میدان، فوکوس، حرکت و... حتی وقتی دوربینی در دسترس نیست، در ناخودآگاه شخص و شیوه نگرش او به جهان اثر می گذارد. این همان اتفاقی است که در فیس بوک برای ما می افتد؛ ما نیز طوری زندگی می کنیم که در فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی لایک شدنی باشد. یورنگسن معتقد است: « چشمان ما از دریچه فیس بوک به دنیا می نگرند و مغزهایمان مترصد فرصتی برای ترجمه تجربه ها به پست های فیس بوکی اند.
سواد رسانه ای بخشی از حیات یک شهروند فرهیخته و تحصیل کرده است.